محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )
93
شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )
و زمين را بلقمهء كند و بگلو فرو برد و اين آسانتر آيد بر وى كه يكى از آدميان مرجوئى « 1 » بگلو فرو برد ، و هر كه اين نوزده حرف را بر زبان براند حقّ تعالى شرّ آن از وى بگرداند . و حضرت مصطفى عليه السّلام فرمايد كه : هر گاه كه خواهيد كه كارى كنيد در آن نام « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » بر زبان برانيد تا آن كار بخير برآيد كه هر كارى كه بنام خدا نباشد آن دنبال بريده باشد و به آخر نرسد ، و اگر به آخر رسد از آن منفعت نيابد ، و هر كه وضو كند و در آن نام خدا برد همهء اندامش پاك گردد ، و اگر نام خدا نبرد آنجا پاك گردد كه آب بوى رسد . امام جعفر صادق عليه السّلام فرمايد كه : بزرگترين نام خداى تعالى درين سورهء فاتحة الكتاب است و أبىّ كعب روايت كند كه : روزى در خدمت حضرت رسول عليه السّلام فاتحة الكتاب ميخواندم سيّد عالم عليه السّلام سر برآورد و گفت : يا أبىّ كعب بدان خدائى كه جان من در فرمان اوست كه نفرستادهاند در توراة و انجيل و زبور چنين سورتى ، و اندر قرآن بالاتر از آن سورهء نيست و آن را فاتحة الكتاب خوانند ، و هفت آيه است و بيست و پنج كلمه است ، و صد و بيست و چهار حرفست ، و از اين جمله بيست و سه « الف » است ، و سه « ب » است ، و سه « ت » است ، « ث » نيست ، و « ج » نيست ، و سه « ح » است ، و « خ » نيست ، و چهار « دال » است ، و يك « ذال » است ، و دو « سين » است ، و « شين » نيست ، دو « صاد » است ، دو « ضاد » است ، دو « طاء » است ، و « ظاء » نيست ، شش « عين » است ، و دو « غين » ، « ف » نيست ، يك « قاف » است ، سه « كاف » است ، هفده « لام » است ، و سيزده « ميم » است ، يازده « نون » است ، چهار « واو » است ، و چهار « هاء » است ، « لام الف » نيست ، و چهار « راء » است ، « زاء » نيست ؛ و حرفهائى كه در الحمد نيامده سببى دارد اوّل « ث » نيست كه اشتقاق آن از ثبور است و خوانندهء اين سوره را با ثبور كار نيست ، دوّم جيم نيست كه اشتقاق آن از جهنّم است و خوانندهء اين سوره را با جهنّم كار نيست ، سيّم « خاء » نيست كه اشتقاق آن از خذلانست و خوانندهء اين سوره را با خذلان كار نيست ، چهارم « ز » نيست كه اشتقاق آن از زقّوم
--> ( 1 ) « مرجو » بمعنى عدس است كه به آن مرجمك و دانجه و دانژه نيز گويند .